شرف الدين على يزدى

1006

ظفرنامه ( فارسى )

گفتار در نهضت همايون حضرت صاحب‌قران گيتىگشاى به عزم « 1 » كفّار گرج « 2 » به طرف درهء خمشا بر مقتضاى نص ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ ) « 3 » غزو كفّار و قلع و قمع بىدينان بدكردار همواره مسرح‌نظر همت صاحب‌قران گردون اقتدار بودى ، لاجرم در همان زمستان سنهء اثنين و ثمانمائه كه قراباغ‌اران معسكر نصرت آشيان بود نيت غزو گرج مصمم فرمود و شيخ ابراهيم و سيدى احمد را خلعت داده ، به صنوف نوازش و تربيت مخصوص گردانيده ، رخصت انصراف ارزانى داشت . و يرليغ جهان مطاع به نفاذ پيوست كه از مجموع لشكرها ، از هر ده نفر سه نفر آزق « 4 » ده روزه گرفته ملازم موكب گيتىستان باشند و باقى لشكر و آغرق در همانجا توقف نمايند و رايت نصرت‌شعار در ضمان حفظ آفريدگار ايلغار كرده ، با تمام شاهزادگان متوجه ولايت ايشان شد ، و چون لب آب كر مخيّم نزول همايون گشت ، فرمان لازم الاتّباع نفاذ يافت تا كشتىها جمع آورده ، بر سر آب فول « 5 » بستند و شاه و سپاه بر آن فول « 6 » بگذشتند و شيخ ابراهيم با لشكر شروان به موكب ظفر قرين ملحق گشت « 7 » و سيدى احمد نيز ملازم شد ، و موكب همايون از آنجا نهضت نموده ، از شكى بگذشت و به جانب درهء خمشا كه اماكن و مساكن گبران بود روان شد . و مجموع آن دره جنگلستان بود ، به حيثيتى كه از تشابك اشجار و اغصان باد وزان آسان‌آسان از خلال آن گذار نتوانستى كرد . [ نظم ] چنان تنگ و درهم يكى بيشه بود * كه رفتن در آن كار انديشه بود درختانش سر دركشيده به سر * چو خطّ دبيران يك « 8 » اندر دگر نتابيد اندر وى از چرخ هور * ز تنگى رهش پوست كندى ز مور يرليغ عالم مطاع به نفاذ پيوست كه لشكريان ظفر پيشه ده روزه درختان را به

--> ( 1 ) . ع : - جهاد . ( 2 ) . الف : - گرج . ( 3 ) . انفال / 65 . ( 4 ) . همان كه امروز آذوقه مىگوييم . ( 5 ) . الف ، ع : پل . ( 6 ) . الف ، ع : پل . ( 7 ) . ع : شد . ( 8 ) . ع : سر .